زوج و خانواده

تربیت بچه ها برای مادران شاغل

فرمول تربیت بچه هایی که مادران شاغل دارند کمی متفاوت است در کنار خستگی ها سهم هر مادر شاغلی لذت بردن از داشتن فرزند است

تربیت بچه ها برای مادران شاغل شاید سخت تر از مادران خانه دار باشد زیرا آنها زمان کمتری را با فرزندان خود می گذرانند.

یک مادر شاغل مفهوم کمبود وقت، خستگی و نگرانی را بسیار خوب درک می کند.

 خود را  بیایید

اگر  مادران شاغل بین نقش های مختلف خود تعادل و هماهنگی ایجاد نکنند دچار مشکل می شوند. به طوری که ممکن است این مسئله از یک طرف مادران شاغل را دچار آسیب هایی چون خستگی مفرط، استرس های مداوم، فشارهای روحی و روانی و افسردگی کند و از سوی دیگر منجر به کم رنگ شدن روابط خانوادگی مادران شاغل و آسیب های تربیتی برای کودکان مادران شاغل شود. پیشنهاد مناسب به مادران شاغل این است که برای مواجهه صحیح با این موضوع برنامه ریزی دقیق و حساب شده داشته باشند که به وسیله آن بتوانند زمانی را که در خانه هستند کیفیت ببخشند.
رفتار و عملکرد مادران شاغل مهم ترین هدیه ای است که به خانواده می دهند. مادری یکی از مهم ترین نقش ها است؛ پس مادران شاغل  باید سعی کنند زمان صرف صبحانه را به گونه ای تنظیم کنند که با آرامش کامل درکنار فرزندان صبحانه بخورند و در مورد کارهایی که قرار است انجام بگیرد، صحبت کنند.
زمانی که مادران شاغل به خانه می رسند حتما باید زمانی را برای استراحت درنظر بگیرند. این زمان می تواند کوتاه باشد اما برای انرژی گرفتن  مؤثر است.
اگر مادران شاغل قصد دارند آشپزی یا نظافت کنند بهتر است از فرزندتان بخواهند که در آشپزخانه به آنها ملحق شوند. حالا مادران شاغل می توانند با او حرف بزنند. از او بخواهند دفتر نقاشی اش را با خودش به آشپزخانه بیاورد و همان جا کنار دست شان نقاشی بکشد.
مادران شاغل  باید زمان هایی را برای بازی کردن با بچه ها درنظر بگیرند .

برنامه ریزی داشته باشید

مادران شاغل باید باور داشته باشند با برنامه ریزی دقیق می توانند تا حدودی همه کارهای شان را به موقع و بدون استرس انجام بدهند و حواس پرتی ها و فراموشی ها را کاهش دهند.یادداشت های هفتگی و اولویت بندی به آنها کمک می کند تا کارها را بر اساس اهمیت اش به انجام برسانند.
همیشه در کارهایم از دخترم مشورت می گیرم
مادر شاغلی می گوید در کارهایم از دخترم مشورت می گیرم تا احساس کند دیگر بزرگ شده و می شود روی حرف هایش حساب باز کرد. شب ها قبل از خواب دقایقی در کنارش می نشینم و موهایش را نوازش می کنم و اجازه می دهم هرچیزی که امروز در مدرسه یا در خانه آزارش داده برایم تعریف کند و او خیلی راحت مشکلاتش را با من در میان می گذارد.
همیشه از او تعریف می کنم و به او می گویم به داشتن دختری مثل او افتخار می کنم که خیلی راحت حرف هایش را با مادرش درمیان می گذارد و این موضوع باعث شده که سنگ صبور او به جای دوستانش؛ خودم باشم. حتی زمانی هم که به مهدکودک می رفت سعی می کردم مسیر مهد تا خانه را که تقریبا 20دقیقه بود در کنار دخترم پیاده روی کنم و با او حرف بزنم».
بازی مشترک
مادری شاغل در یک اداره دولتی است که هر روز تا ساعت 4، دختر 6ساله اش را به مهدکودک می سپارد. او می گوید:«من هر روز در مسیر مهد تا خانه از دخترم می خواهم تا همه اتفاقاتی را که از صبح برایش افتاده تعریف کند. او را به خاطر کارهای خوبی که کرده تشویق می کنم. با وجود اینکه خسته ام، گاهی اوقات به پارک سر خیابان می رویم و نیم ساعتی در آنجا هستیم. به خانه که می رویم زمانی را به بازی کردن با دخترم اختصاص می دهم و معمولا وقتی او ترجیح داد در اتاقش تنها بازی کند یا تلویزیون تماشا کند به کارهای خانه رسیدگی می کنم.
کشف علاقه مندی ها
مدیر یک مدرسه نیز اینگونه از تجریباتش برای ما می گوید:«من 2 پسر دارم که یکی 9ساله و دیگری 17ساله است. خیلی با مهدکودک فرستادن بچه ها موافق نبودم و مادرم از فرزندانم نگهداری می کرد تا اینکه بزرگ تر شدند و دیگر می توانستند تنها در خانه بمانند و اینجا بود که تازه متوجه شدم چقدر غرق در کارم هستم و چقدر با فرزندانم فاصله دارم. آنها حتی وقتی که من در خانه بودم نیازهایشان را به مادرم می گفتند و مادرم توانسته بود ارتباط عاطفی خوبی با آنها برقرار کند.برای ورود به صفحه ی اینستاگرام کلیک کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن